تبريك روز و هفته معلم

معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است .

معلمي هنر است
معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است .
از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب میگوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ میگوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا میدانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک میکند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .
روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .

شعر از شهریار

اسامي همكاران برگزيده در آزمون كتاب¬خواني شيمي مورخه 29/1/1388

 

 

اسامي همكاران برگزيده در آزمون كتاب­خواني شيمي مورخه 29/1/1388

 

در مسابقه كتاب­خواني شيمي كه در تاريخ 29 فروردين سال جاري در محل گروه­هاي آموزشي ناحيه 3 كرمانشاه  برگزار گرديد، همكاران زير حائز رتبه هاي برتر شدند:

 

رتبه

نام و نام خانوادگي

دبيرستان

1

نجم السادات خرمشاهي

علامه مجلسي

2

پروانه محبي

الزهرا 1 و 2

3

مريم تيموري

22 بهمن

 

 

مسابقه كتابخواني ويژه همكاران شيمي ناحيه 3

زمان:  شنبه  29/1/88 

مكان: گروه هاي آموزشي ناحيه 3

منابع : كتب شيمي عمومي

سرفصلها:

1- فصل 1 شيمي 2 دبيرستان

2- فصل 1 شيمي 3 دبيرستان

3- فصل 4 شيمي پيش دانشگاهي ( الكتروشيمي)

به كليه شركت كنندگان گواهي دانش افزايي و به نفرات برتر جوايزي اهدا مي گردد.

 

ولادت با سعادت يازدهمين پيشواي شيعيان، ابوالامام المنتظر، حضرت امام حسن عسگري(ع) را به عالم امكان، تنها فرزند آن امام، حضرت بقيه الله الاعظم، امام زمان  (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و منتظرین منقم آل محمد (ص) تبريك مي گوئيم.

سال ۱۳۸۸، سال اصلاح الگوي مصرف بر تمامي همكاران فرهنگي و دانش آموزان عزيز تهنيت باد.

نقش معلّمين،دانش آموزان، مدیران و خانواده ها در كاهش اضطراب امتحان

نقش معلّمين،دانش آموزان، مدیران و خانواده ها در كاهش اضطراب امتحان

 تهیه و گرد آوری:ی.  مظفری

 واژه هاي کليدي: آموزش هاي شناختي-

 رفتاري، شناختي- رفتاري مذهبي، اضطراب

 مقدمه:

اضطراب، احساسي ناخوشايندي است كه با نشانه‌هايي چون تنش، وحشت و دلهره همراه است.
يكي‌از اضطرابهاي معمول، اضطراب تحصيلي است كه با فرارسيدن فصل امتحانات فزوني مي‌يابد، گاه اين اضطراب از طريق معلمان و والدين به دانش‌آموزان منتقل مي‌شود.
وقتي دانش‌آموز نسبت به كارآمدي عملكرد، توانايي و استعداد خود در شرايط آزمون و يا هر مورد ارزشيابي ديگر دچار نگراني و ترديد مي‌شود، مضطرب شده است.
دانش‌آموز مضطرب سر جلسه امتحان به جاي آنكه وقت‌و تمركز خود را صرف پاسخ دادن به سوالات كند وقت خود را با افكار نامربوط و ناخواسته‌اي كه بيشتر در مورد آزمون و پيامدهاي ناخوشايند آن است صرف مي‌كند.
دانش‌آموز مضطرب نه تنها در موقعيت آزمون بلكه، هنگام مطالعه و قبل از امتحان نيز به پيامدهاي منفي فكر مي‌كند و مرتب با اين افكار اضطراب خود را تشديد مي‌كند و از انجام وظايف تحصيلي خود دور مي‌ماند.
اضطراب، حافظه و توانايي ذهن را كاهش مي‌دهد پس بايد راههاي كاهش آن را شناخت و از آنها سود برد. در این بروشور که نتیجه گردآوری منابع مختلف میباشدسعی شده کلیه عوامل اضطراب زا بصورت، جامع وطبقه بندی شده ارائه شود.

 

نقش معلمین در کاهش اضطراب امتحان:

به طور خلاصه مي توان گفت:

1ـ  طراح سؤالها مي بايست در درجه اول هدفهاي يادگيري را در نظر بگيرد.

2- در تهيه سؤالها لازم است سطوح عمومي دانش آموزان مورد توجه قرار گيرد و نه توانمنديهاي خاص برگزيدگان كلاس.

3 ـ به دانش اموزان بگویید که سئوالات از کتاب درسی

آنهاست و آنها فقط با مطالعه کتابهای درسی خود به راحتی می توانند به سئوالات پاسخ دهند.

4- سؤالهاي امتحان مي تواند به گونه اي باشد كه دانش آموزان قدرت مقايسه و قضاوت را نيز داشته باشند.

5 ـ قبل از امتحانات اصلی از امتحانات مستمر و خود آزمایی به منظور آشناکردن دانش آموزان با سئوالات و نحوه امتحان استفاده گردد.

 6 ـ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب شود .

 7 ـ هدف امتحان باید ارزیابی دانسته های دانش آموزان باشد , نه ندانسته های آنان .

 8 ـ از انتظار و توقع بیش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب نمایید .

9ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گیری خصوصا سطح دشواری سئوالات را رعایت نمائید.

 10 ـ در ارزشیابی میزان یادگیری دانش آموزان نباید فقط نمره امتحان را ملاک و معیار قرارداد و از دیگر شیوه های ارزشیابی نیز استفاده کنید و سعی نمایند. سئوالات دشوار را در شماره های آخر قرار دهید.

11- قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.

12- نوع و تعداد سؤالها مي بايست متناسب با توان ذهني دانش آموزان و مدت زماني باشد كه در اختيار آنان قرار مي گيرد.

13- سؤالها بايد به صورتي تنظيم گردد كه دانش آموزان، فرصت به كار بستن معلومات خود را در موقعيت هاي ديگر داشته باشند.

 نقش دانش آموزان

1- قبل از شروع امتحان سعی كنید از همدیگر سوال نكنید.

۲ - از همین حالا وقت خود را با برنامه امتحانی تنظیم كنید.

۳ - به جای اضطراب امتحان ، كتابتان را به چند بخش تقسیم كنید و هر زمان روی بخشی از آن كار كنید ، می بینید موفق شدن آنقدرها هم دور از دسترس نیست .
۴- وقتی می بینید اضطراب مانع تمركز حواستان می شود و شدت آن به اندازه ای است كه مفهوم یك جمله را هم درك نمی كنید ، خودتان را بیازمایید. كتاب را بسته و جمله را تكرار كنید. دوباره كتاب را باز كنید و مطلب را با صدای بلند بخوانید سپس كتاب را ببندید. این بار خواهید توانست مطلب فراگرفته را به خاطر بیاورید. تمرین و جدیت شما نیرویی عظیم تراز نیروی اضطراب است .
چند دقیقه استراحت به خود بدهید و حواستان را از رویاها

و تخیلات به محیط اطراف خود پرت كنید و محیط اطراف را توصیف نمائید و پس از زنگ استراحت مجددا مطالعه کنید. 5- این جمله را با خود بگویید و آنرا تكرار كنید : ) شروع هر كاری در ابتدا آنطور كه باید خوشایند نیست ، وقتی كه پیشرفت كردم انگیزه بیشتری پیدا خواهم كرد) .
۶- اگر در حین مطالعه نگرانید و حواستان پرت می شود , فقط مطالعه كنید. این ترفند شما را از حواس پرتی و خیالبافی در حین مطالعه نجات خواهد داد.
۷-توجه داشته باشید كه یكی از عوامل موثر و جدی در اضطراب امتحان ، انباشته شدن درسها برای شب امتحان است . ضمنا فراموش كنید شب امتحان زمان یادگیری درس نیست بلكه زمان مرور درس است. 
۸ - اضطراب ، نوعی احساس فریب انگیز است كه به شما القا می كند از پس هر كاری كه قرار است انجام دهید برنمی آیید. پس در شرایط اضطراب دست از تلاش و كوشش برندارید و به مطالعه درس امتحانی مشغول شوید و اجازه ندهید اضطراب ، زمام شما را دردست بگیرد.

 ۹-اگر اضطراب امتحان دارید ، اولا : آن را بیان كنید . ثانیا : آن را یك اختلال جزئی قلمداد كنید و باور داشته باشید كه می توانید اضطراب امتحان را كنترل كنید .
۱۰-شبهای امتحان به اندازه كافی استراحت كنید . غذای ساده صرف نموده و وسایل مورد نیاز را آماده نمایید.
۱۱-همیشه و خصوصا در ایام امتحانات در حفظ سلامت خود كوشا باشید       .
۱۲ -هیچگاه به خود نگویید اضطراب تمام هوش و حواسم را مختل می كند و از پس امتحان برنمی آیم . متوجه باشید كه اضطراب می تواند ایجاد نگرانی كند و كمی شما را برنجاند ولی نمی تواند شما را از هدفتان باز دارد.
۱۳ -آرامش روحی و روانی تاثیر زیادی در موفقیت شما دارد . لذا سعی كنید محیط آرام و به دور از تشنج و درگیری برای خود و خانواده و دوستان داشته باشید.
1۴- از نشستن در كنار دانش آموزان متقلب كه مزاحم شما هستند ، خودداری نمائی کنید.

۱۵- سعی كنید با لباس مناسب و تغذیه كافی سرجلسه حاضر شوید               .
۱۶ -توجه داشته باشید كه شما توان ذهنی و هوش كافی جهت پاسخ به سئوالات را دارید و می توانید از پس از امتحانات خود برآئید      .
۱۷ -روی صندلی محل امتحان نشسته و چند نفس عمیق بكشید          .
۱۸ -عضلات بدن خود را رها كنید و اكسیژن را به تمام بدنتان برسانید و به نفسهایتان توجه كنید.
۱۹ -از بیان جملات منفی بپرهیزید مانند : ( من حتما قبول نمی شوم » و به خودگویی مثبت بپردازید و بگویید : من در امتحان موفق خواهم شد).
۲۰- انرژی خود را قبل از جلسه امتحان با بحثهای بی مورد در باره سئوالات امتحانی از بین نبرید.

۲۱ - ابتدا به سئوالات آسانتر پاسخ دهید سپس سئوالات دیگر را بخوانید و پاسخ دهید.

۲۲ - در تحویل برگه امتحانی به مراقبین عجله نكنید و یك بار مرور كنید

۲۳- اگر اتفاق خاصی در جلسه افتاد ، زیاد توجه نكنید .

 

نقش مدیران در کاهش اضطراب امتحان

1 ـ برنامه امتحانی را چند هفته قبل از شروع امتحانات به دانش آموزان اعلام کنید.

2 ـ فاصله بین جلسات امتحان را باتوجه به سختی یا آسانی دروس تنظیم نمائید.

3 ـ پس از تهیه برنامه امتحانی تا آنجا که ممکن است ، تغییر جدیدی در برنامه ایجاد نکنید.

4 ـ از برگزاری امتحانات با وقت بسیارکم اجتناب نمائید .

5 ـ چند دقیقه قبل از شروع امتحان دانش آموزان به محل برگزاری امتحان بروند.

6ـ محل برگزاری امتحان دارای تهویه مناسب ، نور کافی ، دمای مناسب و صندلی مناسب باشد. در سالن یا نزدیکی آن ، آب آشامیدنی در دسترس باشد.

7ـ در حد ممکن از نیمکت ها و یا صندلی های سالم در جلسه امتحان استفاده نمائید.

8 ـ محل برگزاری امتحان ، عاری از هرگونه عوامل مزاحم از قبیل سروصدا باشد.

9ـ با دانش آموزان به صورت اطمینان بخش و امیدوارکننده در کلاس و جلسه امتحان برخورد کنید.

10 ـ قبل از شروع جلسه فاصله افراد رعایت شده باشد تا در حین برگزاری جلسه نیازی به جابجایی و حرکت نباشد.

11 ـ در شروع جلسه آیاتی از کلام الله مجید قرائت شده و چند جمله دعای مناسب بیان گردد.

12ـ بعد از شروع جلسه امتحان دانش آموزان را جابجا نکنید .

13ـ در جلسه امتحان ، دبیر مربوط به درس حتما حضور داشته باشد و با جملات اطمینان بخش دانش اموزان را آرام نماید.

14ـ مراقبین در حین برگزاری جلسات با یکدیگر صحبت نکنند .

15ـ سعی شود مراقبین بالای سر دانش آموزان زیاد توقف نکنند .

16ـ اگر مراقبین مشاهده کردند که دانش آموز جواب را اشتباه نوشته ، او را سرزنش نکنند.

17ـ از برخورد شدید با دانش آموزان خاطی اجتناب شود. 18ـ مراقبین با تبسم و بیان مطلبی نشاط انگیز , تنش های احتمالی دانش آموزان را کاهش دهند.

19ـ در ابتدای جلسه امتحان راهنمایی و توضیح کافی پیرامون آن آزمون داده شود ودر حین جلسه از توضیح

 

اضافی که موجب حواس پرتی آنان می شود اجتناب نمائید.

20ـ سئوالات امتحانی ، خوانا و از کیفیت بالا و مناسب برخوردار باشد .

21ـ با دانش آموزان در حین انجام امتحان گفتگو نشود . 22ـ در صورت نیاز ، پیش نویس در اختیار دانش آموزان قرار داده شود.

 

نقش خانواده ها

 1ـ محیط خانواده و جو عاطفی حاکم بر آن باید دور از تنشهای عاطفی و مشاجره باشد.

 2ـ سعی شود در ایام امتحانات ، رفت وآمد و میهمانی های خانوادگی تعطیل یا محدود گردد

 3ـ محیط فیزیکی آرام و بی سروصدا برای مطالعه دانش       آموزان فراهم نمایید .

 4ـ به استراحت و خواب دانش آموزان توجه کافی داشته باشید .

5ـ وظایف خانگی محوله به دانش آموزان را حذف یا کاهش دهید .

6ـ در هنگام امتحانات ، دانش آموزان نیاز به حمایت عاطفی و اطمینان بخشی بیشتری دارند. لذا در این زمینه اقدام موثر داشته باشید.

7ـ ساعات تماشای برنامه های تلویزیون تا حد امکان کاهش یابد .

8ـ از ایجاد ترس و دلهره بی جا در بچه ها خودداری نمایید.

9ـ از توقعات بی جا و فشار بیش از حد برای مطالعه خودداری نمائید

10ـ در صورتیکه فرزندتان از موفقیت در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت ، مورد حمایت قرار گیرد و از سرزنش نمودن او خودداری کنید.

11 ـ از حبس کردن دانش آموز در اتاق برای مطالعه کردن خودداری شود و به دانش آموز اجازه استراحت و تفریح لازم نیز داده شود.

12ـ تغذیه دانش آموز مناسب و مقوی باشد .

13ـ انتظارات بالا و بیش از حد توانایی از فرزندان ، می تواند در ایجاد اضطراب و شدت آن موثر باشد ، پس انتظارات مذکور را تعدیل نمائید.

14ـ کمال گرایی بیش از حد والدین و وسواس شدید خانواده نسبت به نمرات بالا باعث ایجاد اضطراب در فرزندان می شود.

15ـ از مقایسه فرزندان با یکدیگر و با دیگران پرهیز کنید . 16ـ از تاکید بیش از حد بر درس خواندن اجتناب کنید.

17ـ ضمن اطمینان بخشی به دانش آموزان در آنان ایجاد انگیزه نموده و با ارائه پاداش و تقویتهای مطلوب آنها را تشویق به مطالعه نمائید.

منابع و مآخذ

 

1-  اكرمي، ناهيد، اضطراب امتحان، تربيت، ماهنامه پرورشي وزارت آموزش و پرورش شماره 3، سال 15، 1378.

2-  قائمي، علي، ترس و اضطراب در كودكان انتشارات اميري، چاپ اول 1368.

3-  فرقاني رئيسي شهلا، شناخت مشكلات رفتاري در كودكان و نوجوانان، تهران نشر معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش.

4- كوير كاري، زندگي با اضطراب، ترجمه دكتر ماشاءالله مديحي، نشر يادآوران، 1370.

5- شعباني، حسن مهارتهاي آموزشي انتشارات سمت 1371.

6- معتمدنيا ليلا، بررسي علل اضطراب در دانش آموزان، دانشگاه آزاد اسلامي اراك 1381.

7- احمديان، عباس ((راههاي درمان اضطراب در نوجوانان)) پايان نامه كارشناسي دانشگاه پيام نور، دليجان، 1379.

8-  آتش پور، سيدحميد،تربيت .ماهنامه پرورشي وزارت آموزش وپرورش شماره 3.سال 1378

9-روان شناسی عمومی،سال اول مراکز تربیت معلم.کد1015.

10-نقیبی راد،منا(1379).آیا شما مستعد استرس هستید؟تهران:سازمان مرکز انجمن اولیا و مربیان.

11-هور پیتر (1375).مبانی روان شناسی .ترجمه نصرت الله پور افکاری.تبریز:انتشارات دانشگاه علوم پزشکی تبریز.

 

اعلام نتايج مسابقه آزمايشگاه شيمي ناحيه 3

اعلام نتايج مسابقه آزمايشگاه شيمي ناحيه 3 در تاريخ ۱۰/۱۲/۱۳۸۷

رديف

نام

نام خانوادگي

دبيرستان

امتياز از 100

رتبه

1

محمد

كيهاني

شهيد تندگويان

7/85

اول

2

زيبا

ايماني

وابسته به دانشگاه رازي

85

دوم

3

پگاه

قاسمي

گلشن

4/68

سوم

4

مژگان

نيكوفال

خضراء 2

7/63

چهارم

5

مليحه

كارگر

علامه مجلسي

34/56

پنجم

6

سجاد

ياوري

شاهد حمزه

17/53

ششم

7

هانيه

فتاحي

علامه جعفري

67/44

هفتم

8

ندا

ملكي

نساء

5/42

هشتم

9

مهتاب

نجفي تبار

سهروردي

5/38

نهم

10

مهتاب

الياسي

شهيد جمران

 

دهم

برگزاري مسابقات آزمايشگاهي شيمي در ناحيه 3

مسابقه ي آزمايشگاه شيمي در تاريخ ۱۰/۱۲/۱۳۸۷ در دبيرستان شهيد چمران ناحيه ۳ برگزار گرديد. نتايج اين مسابقه متعاقباً اعلام مي گردد.

سوالات شيمي پيش دانشگاهي در آزمونهاي سراسري 85 - 87 به تفكيك فصلهاي كتاب

http://chemyazd.com/Files/Konkoor85-87_ShimiPish[www.chemyazd.com].zip

سوالات شيمي 3 در آزمونهاي سراسري 85 - 87 به تفكيك فصلهاي كتاب

http://chemyazd.com/Files/Konkoor85-87_Shimi3[www.chemyazd.com].zip

سوالات شيمي 2 در آزمون سراسري 85 -87 به تفكيك فصلهاي كتاب

http://chemyazd.com/Files/Konkoor85-87_Shimi2[www.chemyazd.com].zip

مسابقه شيمي 2

در تاريخ ۲۶/۱۱/۸۷ مسابقه شيمي ۲ بين دانش آموزان منتخب مدارس ناحيه ۳ كرمانشاه برگزار گرديد كه اسامه ده رتبه برتر اعلام گرديد. ضمن آرزوي موفقيت براي كليه دانش آموزان عزيز شركت كننده در اين مسابقه، از نفرات اول تا سوم تقدير بعمل خواهد آمد.

نتايج مسابقه شيمي 2 ناحيه 3 كرمانشاه

اسامي ده رتبه برتر در مسابقه شيمي 2 ناحيه 3 كرمانشاه

تاريخ برگزاري: 26/11/87

 

رديف

نام

نام خانوادگي

درصد

رتبه

آموزشگاه

1

ميلاد

ويسي نژاد

3/93

اول

دكتر معين

2

سميرا

ياوري

3/93

علامه محمد تقي جعفري

3

نگار

مرادي

3/88

دوم

علامه  مجسي

4

زهرا

خطيبي نژاد

67/81

سوم

علامه مجلسي

5

افسانه

اسماعيلي

80

چهارم

علامه محمد تقي جعفري

6

الهام

شادان روح

75

پنجم

سهروردي

7

پريسا

چشمه كبودي

3/73

ششم

علامه محمد تقي جعفري

8

پريسا

قمبري

3/73

علامه محمد تقي جعفري

9

شبنم

چقاميرزايي

70

هفتم

وابسته به دانشگاه رازي

10

فاطمه

منصوري

51

هشتم

سهروردي 2

11

زهرا

نظري نژاد

50

نهم

نساء

12

روناك

نجم

7/46

دهم

فروردين

 

علوم مقدس

چكیده
 تمام ارکان سنّت هم از "ذات قدسی" مبعث می شوند و هم رو به سوی آن دارند، و از این رو رنگ و بوی قداست می گیرند. علم سنّتی نیز، به عنوان یکی از اساسی ترین ارکان سنّت ـ خصوصاً در سنّت اسلامی که به معرفت منزلتی اعلی می بخشد ـ با قداست عجین است و "علم مقدّس" نام می گیرد.

علم اسلامی بر دو اصل اساسی استوار است. از آنجا که در اسلام "اصل توحید" بالاترین مرتبت را دارد، تمامی اجزاء فرهنگ و تمدن و تفکر اسلامی بر آن ابتنا دارند. علم اسلامی نیز به تبع اینان، بر مبنای این اصل بنیادین نضج می گیرد و هدفی جز نمایاندن آن ـ یعنی بازنمایی وحدت در تمامی نمودها و در نتیجه بازنمایی سیمای ذات احدی در ورای آنها ـ ندارد. همچنین، علوم اسلامی بر "اصل ساختار سلسله مراتبی طولی عالم و حقیقت" ابتنا دارند، کما اینکه در این اصل با علوم مقدس موجود در دل دیگر سنّت ها اشتراک دارند.


كلیدواژه ها
سنّت اسلامی ـ علوم مقدّس ـ علوم اسلامی ـ روش شناسی ـ جهان بینی اسلامی ـ نصر، حسین، 1312.

مقدمه
اسلام از آن جهت علم را مقدّس می شمارد که هر علم سرانجام به جنبه ای از تجلّی الهی مرتبط می شود (احمد آرام، 1366، ص 26)؛ در نتیجه، علم سنّتی با حضور در قلمرو "حق مطلق" که خود، هم مقدّس است و هم منبع تقدّس، در اقیانوس امر غوطه ور می شود و از عطر تقدّس آکنده می گردد (حسین نصر، 1378، ص 169). در کنه علوم سنّتی، همواره "گرایش به سوی امر تقدّس" وجود دارد. "امر تقدّس" در کانون و مرکز علوم سنّتی واقع است و امور صرفاً انسانی (چونان عقل استدلالی و...) همواره حاشیه ای هستند (دقیقاً به خلاف علوم مدرن). به دلایل مذکور، دکتر نصر معتقد است که علوم سنّتی، "علم مقدّس" نام می گیرند و علوم مدرن "علم نامقدّس". البته ذکر دو نکته در اینجا لازم است: یکی اینکه باید خاطرنشان کرد که بعضاً علومی در درون سنّت پرورده می شوند که سنّتی و در نتیجه مقدّس نیستند، ولکن این علوم در گوشه و کنار قرار دارند و حاشیه ای هستند. دیگر اینکه از آنجا که «از دیدگاه سنّتی هیچ قلمرویی از واقعیت نیست که کاملاً نامقدّس (جدای از اصل) تلقّی شود»، علم مدرن هم کاملاً نامقدّس نیست، ولی بدلیل اینکه امر مقدّس در آن حاشیه ای است از آن به "علم نامقدّس" تعبیر کردیم (حسین نصر، 1378، ص 170).
"رنه گنون"، متفکر بزرگ سنّت گرا و بنیانگذار آن، معتقد است که چون در هر تمدن سنّتی فعالیت های بشری «همواره امری منبعث از اصول شمرده می شود» از این رو به فعالیتی "استحاله یافته" بدل می شود و جزء سازنده سنّت و وسیله مشارکت در آن تلقی می شود؛ و از این رو، «چنین فعالیتی خصلتی دقیقاً مقدّس به خود می گیرد». از آنجا که "علم" نیز فعالیتی بشری است، در سنّت موصوف به صفت "مقدّس" می شود؛ "علم مقدّس" (رنه گنون، 1365، ص 64). در جایی دیگر، رنه گنون با نگرشی کاملاً حداکثری به دین چنین می گوید: «در سن دین در همه شؤون زندگانی انسان نفوذ دارد، یا بهتر بگوییم آنچه این زندگی را تشکیل می دهد در قلمرو آن واقع است، به قسمی که در چنین شرایطی هیچ چیز غیر مقدّس [در دامنه دین] نمی تواند وجود داشته باشد» (رنه گنون، 1365، ص 65)، و در نتیجه علم اسلامی نیز از دین اسلام اخذ قداست می کند و بدل به علم مقدّس اسلامی می گردد.

1-              اصول بنیادین علوم مقدّس

دکتر نصر بر این اعتقاد است که انفکاک علوم، از بستر عقلی تمدنی که در آن نموّ یافته اند امکان ناپذیر است و بنابراین «علومی که در هر تمدنی بوجود آمده و رواج می یابند، با اصول دینی و نظریات کلی آن تمدن نسبت به عالم، مربوط است» و این ربطی تامّ و تمام و انفصال ناپذیر است (حسین نصر، 1359، صص 10-11). از این رو بیش از هر چیز بهتر است به شناخت اصولی بنیادین همت بگماریم که علوم سنّتی و از جمله علوم اسلامی بر آنها بنا شده اند.

1-1- نگرش سلسله مراتبی به هستی

اصل بنیادینی که در تمام علوم مقدّس (موجود در تمام سنّت ها ـ اعمّ از سنّت اسلامی) مشترک است، "نگرش سلسله مراتبی" به هستی است؛ این سلسله مراتب، طولی است و عالم مادی، فروترین ساحت آن است (چنانکه معنای کلمه "دنیا" این مفهوم را متبادر می کند). علت این نگرش سلسله مراتبی در تمام سنّت ها، عطف توجه تام به "مبدأ الهی عالم" و نیز اعتقاد به اتّکای وجودی مخلوقات مادّی بر مراتب فراتر واقعیت بوده است (حسین نصر، 1378، صص 170 - 171). دکتر نصر با ارتباط دادن این نگرش با مسأله قداست علوم اسلامی، اهمیت آن را خاطرنشان می سازد (احمد آرام، 1366، ص 16).
در غرب، با پیدایش نظریه "تطور انواع داروینی"، نگرش "سلسله مراتب عرضی" حاکم شد و از این رو، دچار اختلاف بنیادین بر سر اصول با سنّت شدند و از فهم علوم سنّتی بازماندند: «هیچ مانع بزرگتری از نظریه ای تطوّر انواع... بر سر راه فهم علوم و جهان شناسی های سنّتی وجود ندارد، نظریه ای که در حال و هوای دنیاگرایی سده نوزدهم به وجود آمد تا فقدان مشاهده خداوند و شهود حضور همیشه پایدار واقعیات مثالی در عالم مادی را جبران کند» (حسین نصر، 1378، صص 171 - 172):


1-2- اصل توحید

در علوم اسلامی نیز، اصل نگرش سلسله مراتبی به هستی از جایگاه رفیعی برخوردار است. علاوه بر این اصل، در علوم اسلامی و اساساً در کل اسلام، اصل مهم تری قرار دارد که همانا "اصل توحید" است (که اولین و مهم ترین مورد از اصول دین اسلام است). این اصل، قلب و هسته وحی اسلامی را تشکیل می دهد. علوم و فنون در اسلام نیز بر پایه "وحدت" شده اند، چنانکه در تمامی شؤون و مراتب دیگر فرهنگ و تمدن اسلامی ـ هرگاه به جلوه ای ـ تجلّی کرده است (حسین نصر، 1359، ص 16).

به دلیل اهمیت اساسی "اصل توحید" در علوم اسلامی، لازم است قدری بیشتر در باب آن تأمل کنیم. از نظر دکتر نصر، «توحید ملاک اسلامی بودن هر فکر و عقیده و نظریه است» (حسین نصر، 1359، ص 7). در جای دیگر می افزاید: «علومی که به حق ممکن است اسلامی نامیده شوند، وحدت طبیعت را آشکار می سازند... بدان سان که آدمی با مشاهده وحدت جهان به وحدت اصل الهی و غیبی رسد که وحدت طبیعت تصویری از آن است» (حسین نصر، 1350، ص 2).

بدین سان اصل «وحدت» در علوم اسلامی هم مبنا است و هم ملاک و بلکه هدف علوم اسلامی نیز همین است: «روح اسلام به وحدت طبیعت اهمیت فراوان می دهد و این همان وحدتی است که هدف علوم جهان شناختی است» (حسین نصر، 1350، ص 5). در جای دیگر دکتر نصر می گوید هدف و همچنین ثمر و نتیجه علوم گوناگونی که دانشمندان مسلمان تدوین نموده اند و طرق و روش های مختلفی که پیموده و آزموده اند، اصل "وحدت" بوده است (حسین نصر، 1359، ص 16).

نکته مهم دیگری که باید در باب تأثیر این اصل بر علوم اسلامی خاطرنشان کنیم این است که به خاطر تغییرناپذیری و ثبات اصل توحید و سایر اصولی که علوم اسلامی بر آن ابتنا دارند، این علوم دارای "ثبات" هستند؛ دکتر نصر علت اشتباه غربیان در متهم کردن علوم اسلامی به رکود و سترونی را در همین بدفهمی آنها از "ثبات و تبلور" علوم اسلامی می داند، در حالی که این دو ماهیتاً از هم متمایزند (حسین نصر، 1350، ص 2).
اصل توحید در مکانیسم جذب و دفع علوم اسلامی جایگاه والایی دارد. مسلمانان در اخذ علوم قدیمه، ملاک اصلی شان حقایق وحی اسلامی و مهم تر از هم "توحید" بوده است. دکتر نصر معتقد است که علومی که قبل از اسلام وجود داشته اند و مؤید در کائنات بوده اند (از قبیل علوم فیثاغورثیان و هرمسیان) را نمی توان غیر اسلامی شمرد (چنانکه نهایتاً در زمره علوم اسلامی درآمدند) و علت این امر دقیقاً به خاطر اشتراک در اصل بنیادین توحید است (حسین نصر، 1350، ص 17).

در باب خود علوم اسلامی نیز ملاک تعیین میزان موفقیت هر علمی از علوم طبیعی تا حدی است که بتواند "وحدت" و پیوستگی موجودات را نمایان سازد (حسین نصر، 1359، ص 17).
نکته دیگر آنکه ممکن است در بادی امر به نظر رسد که میان دین "وحدت" کائنات و آن نگرش "سلسله مراتبی" (اعتقاد به واقعیت دارای مراتب متعدد) ناهمخوانی وجود دارد. ولی به عکس دکتر نصر معتقد است که این دو در راستای تقویت همدیگرند: «چشم انداز توحیدی اسلام هرگز روا نداشته است که اشکال مختلف معرفت، مستقل از یکدیگر پرورش پیدا کند. بلکه برخلاف، همیشه سلسله مراتبی از شناخت، وجود داشته است که در آن هر شکل از معرفت، از امور مادی گرفته تا عالی ترین شکل شناخت متافیزیکی، پیوستگی اساسی با معارف دیگر دارد و ساخت خود حقیقت را منعکس می سازد» (احمد آرام، 1366، ص 18).

2- هدف علوم مقدّس و کارکردهای آن
در یک تقسیم بندی کلی می توان دو هدف کلی برای علوم متصور شد: گروهی از علوم دعوی کشف حقیقت را دارند و به اصطلاحی هدف این علوم "علم برای علم" است. گروهی دیگر نظر به کارکردهای علم دارند و هدفی عملی و سودجویانه را جویا هستند. (البته چنین تفکیک کاملی مجزی نیست و در واقع گاهی به صورت طیفی مطرح است).

ذکر مقدمه ای دیگر ضروری است: در نگرش سنّتی، انسان کلیتی متشکل از جسم و نفس و روح تلقّی می شود و هر علمی که به نیازهای حتی یکی از این سه قسم التفات نماید، سودمند تلقّی می شود.

با دو مقدمه فوق روشن می گردد حتی علوم سنّتی ای که به هدف اول اهتمام دارند (یعنی دعوی کشف حقیقت دارند)، از آنجا که نیازی روحی و معنوی را مرتفع می سازند و عطش حقیقت جویی روح را فرو می نشانند، "سودمند" هستند. بنابراین دکتر نصر نتیجه می گیرد که قسمی از علوم سنّتی که از دیدگاه مدرن ممکن است بی فایده به نظر رسند، از دیدگاه درونی سودمندترین علوم هستند، «زیرا چه امری برای انسان می تواند مفیدتر از آن چیزی باشد که غذای روح جاویدان اوست و به او کمک می کند تا از بارقه الهی در وجود خود که به یمن آن، [انسان] انسان است، آگاه گردد» (حسین نصر، 1378، صص 172 - 173).

از دیگر سو، از دیدگاه علوم سنّتی، هیچ دوگانگی و (تباین) کاملی میان "تفکر و عمل" و یا "حقیقت و سودمندی" وجود ندارد و به همین سبب در عین حالی که در علوم سنّتی وجه کاربردی و عملی مطمع نظر بوده است، وجه کشفی و تأملی نیز وجود داشته است (حسین نصر، 1378، صص 172-173) و نتیجه هم واقع گرایی و هم ابزارگرایی در علوم سنّتی با همدیگر مرتفع می شوند، بدون اینکه هیچ تعارضی با همدیگر داشته باشند.
از آنجا که علوم سنّتی یکی از ارکان اساسی سنّت اند، هدف فرجامین شان، همان هدف متعالی سنّت است؛ "بازتاب سیمای معشوق کلّ". دکتر نصر در این باره چنین می گوید: «این علوم گرچه خود علومی مربوط به عالم کیهانی هستند، ولکن به یاری "روح الهی" می توانند نمادهایی گردند که از واقعیت معنوی و رأی صور پرده برگیرند، نه آنکه حجابشان باشند؛ و به آدمی کمک می کنند که با عنایت خداوند، به مقام و مرتبه "مشاهده خداوند در همه جا" نایل آید. می توانند پشتیبانی برای تطهیر درک انسان از عالم پیرامونش باشند، به طوری که آدمی به جایی برسد که امور "انه فی نفسه که فی الله" ببیند (حسین نصر، 1378، ص 198). والاترین فایده مندی علوم سنّتی، از همین رو، همواره آن بوده است که به "عقل و ابزارهای ادراک" کمک کنند تا جهان و در حقیقت تمام مراتب وجود را، نه به عنوان واقعیات یا اعیان [مستقل از مراتب فرازین]، بلکه به عنوان نمادها یا آیینه هایی ببیند که "سیمای معشوق کلّ" را که همه چیز نشأت گرفته از اوست و منبع فیض وجود است و همه چیز به او باز می گردد، باز می تابانند (حسین نصر، 1378، ص 198).


3- زبان علوم مقدّس؛ نمادگرایی

زمانی که در سنّت برای علوم مقدّس به کار گرفته می شود، خود نیز باید پلکانی برای تقرّب به ذات قدسی باشد: «گفتارهای متعلّق به زبان مقدّس یا اولیه، انسان را به فراسوی عالم مادّی، به سرای الهی می برد» (حسین نصر، 1378، ص 176). اگر چه در دنیای مدرن چنانکه گنون می گوید، زبان مقدّس جای خود را به زبانی منحط داد: «در جهانی که سعی بر تبدیل همه چیز به کمیت است، باید هم از زبانی استفاده شود که فقط افکاری را در ذهن زنده می کند که جنبه صرفاً کمّی دارد» (رنه گنون، 1365، ص 130).

زبان بیان علوم مقدّس، زبان "نمادگرایی" است. نمادگرایانه بودن این زبان از آن روست که "از حقیقتی ورای قلمرو و واقعیات علم مورد بحث پرده بر می دارد". به عبارت دیگر، زبان این علوم دارای "معناداری مابعدالطبیعی" است؛ و به کمک همین خصلت است که ارتباط سطوح فرودین واقعیت با سطوح فرازین آن (که خود متضمّن و متذکّر نگرش سلسله مراتبی سنّتی است) مقدور می شود (حسین نصر، 1378، ص 174). با کمک همین زبان نمادگرایی است که غایت علوم سنّتی (که همانا برملا ساختن واقعیت ذاتی است بوسیله ظواهر) برآورده می شود و در نتیجه چنین کارکرد مهمی، «بدون آگاهی از زبان نمادگرایی حصول فهم کامل علوم سنّتی ممکن نیست» (حسین نصر، 1378، ص 174).
یکی از دلایلی که می توان برای نمادگرا بودن زبان علم مقدّس برشمرد، خصلت راز آلودگی و رمزگونگی سنّت است. سنّت ها همواره با رازها و رموز عجین بوده اند. علت را باید در نگرش سلسله مراتبی جست، هرگاه، قائل به چنین نگرشی باشیم، آنگاه در سطوح زیرین واقعیت نمادها و رمزهایی وجود دارند که از واقعیتی در سطحی بالاتر خبر می دهند، چنانکه رنه گنون در اشاره به این واقعیت چنین می گوید: «هر امر ظهور یافته نسبت به واقعیتی برتر از خود، بالضروه به هیأت رمزی است» (رنه گنون، 1365، ص 101). در باب راز آلودگی علوم سنّتی از دیدگاه رنه گنون نیز می توان چنین گفت: گنون معتقد است که علوم سنّتی هیچ گاه به مادیت صرف توجه ندارند و همواره از "جوهری متعالی" بهره می جویند، و از آنجا که «هر حقیقت متعالی به بالضروره سهمی از "بیان ناپذیری" در خود دارد» بنابراین علوم سنّتی با رازها عجین اند زیرا «رازهای حقیقی ـ فقط در امر "بیان ناپذیر" و بالتبع "انتقال ناپذیر" نهفته است» (رنه گنون، 1365، ص 101)، و دقیقاً به همین دلیل، علوم سنّتی به خلاف علوم مدرن که در همگانی کردن آنها می کوشند، به راز ورزان خاص تعلّق داشت و نه همه.

زبان نمادگرایی که توسط علوم سنّتی به کار گرفته می شود، خود بر دو نوع است:

الف) زبان اساطیری ، ب) زبان انتزاعی (ریاضی). در علوم کیهان شناسی سنّتی که "مادر" یا کالبد علوم سنّتی است، هر دو زبان فوق حضوری زنده دارند (حسین نصر، 1378، ص 173).
علوم سنّتی نه تنها خود رمزگونه اند، بلکه به رمزها نیز اهتمام دارند. طبق نگرش سلسله مراتبی، نمودهای طبیعت، رمزهایی هستند که خبر از نظام های برتر واقعیت می دهند و هدف نهایی علوم اسلامی، شناخت این رموز است (حسین نصر، 1350، ص 5).

توضیح مطلب آنکه نمودهای طبیعت طبق نگرش سنّتی "آیات" و "تجلیات" و "رموزی" هستند که خبر از نظام های برتر واقعیت می دهند و نیاز به رمزخوانی دارند و در غیر این صورت به حوادث و واقعیاتی صرف بدل می شوند. علوم اسلامی نیز در این راستا همّت گمارده است. دکتر نصر در این باب می گوید: «همیشه هدف نهایی علوم اسلامی ارتباط دادن جهان جسمانی با اصل روحانی آن از طریق شناسایی رمزهایی بوده است که مراتب مختلف حقیقت و واقعیت را با هم متحد می سازد» (حسین نصر، 1350، ص 5).

4- نقش وحی در علوم اسلامی

علم و دین در اسلام با همدیگر عجین اند. وحی ـ به عنوان اساسی ترین منبع دینی ـ تأثیر به سزایی بر علوم اسلامی داشته است.

4-1- یکی از مهمترین کارکردهایی که وحی برای علوم اسلامی به ارمغان آورده است، فراهم آوردن بنیادهای مابعدالطبیعی علوم اسلامی و شکل دهی جهان بینی دانشمندان مسلمانان است. «یک حکمت الهی و یک جهان شناسی کامل از قرآن و حدیث نتیجه شد که همه علوم و معارف [اسلامی] بر آن بنا شده اند» (احمد آرام، 1366، ص 19). بدین ترتیب وحی اسلامی سبب دگرگونی بنیادین در افکار و اندیشه ها و جهان بینی مسلمین شد و از گذر این رخداد میمون، علوم اسلامی به عنوان یکی از ثمرات اسلام متولد شد و ارتباط میان این دو آن چنان وثیق است که بدون شناخت اسلام (و در وهله اول وحی آن) دریافت علوم اسلامی امکان پذیر نیست (احمد آرام، 1366، ص 17).
4-2- کارکرد مهم دیگر وحی و روحیه وحیانی مسلمانان، به اعتقاد دکتر نصر، "استحاله علوم میراث برده از تمدن های سابق" بود. در نتیجه، علوم اسلامی با قدرت روحانی و معنوی (که از وحی اسلامی اخذ کرده بود) این علوم را تغییر صورت و ماهیت داد و آن را به شکل جوهری درآورد که در عین حال هم مخالف با گذشته خود بودند و هم امتداد آن (احمد آرام، 1366، ص 17). بدین ترتیب "وحی" وحدت بخش تمدّن اسلامی بود و بسیاری از عناصر خارجی را بر وفق "روح" جهان اسلام جذب کرد (حسین نصر، 1350، ص 12).

4-3- و اما، کارکرد غیر مستقیم وحی در راستای بسط و گسترش علوم اسلامی، اهمیتی کمتر از کارکرد مستقیم آن ندارد. این کارکرد، نشانگر بسترسازی لازم برای علوم اسلامی است. وحی به صورت غیر مستقیم با ایجاد فرهنگ اسلامی بستری وحیانی برای علوم اسلامی شکل داده است. در واقع وحی چونان روحی است که در کالبد تمدّن اسلامی دمیده شده است و بدون آن تمدّن اسلامی مرده جانی بیش نیست. از نظر دکتر نصر، "وحی" به منزله صورت، و "روحیه و افکار و خصوصیات فکری" اقوامی که وحی بر آنها نازل شد، به منزله ماده است و از ترکیب این صورت و ماده تمدّن اسلامی ایجاد گشت (حسین نصر، 1359، ص 11). در باب تأثیر چشمگیر وحی اسلامی، دکتر نصر در فرازی مهم چنین می گوید: «طلوع علوم اسلامی و تکامل بعدی آنها، بدون توجه داشتن به حضور دائمی "روح وحی اسلامی" و طریقه ای که این وحی جان ها و اعمال و محیط های انسانی و تمدّن مسؤول آفرینش و تکامل علوم را قالب ریزی کرده است، قابل تصور نیست» (احمد آرام، 1366، ص 18) و به گمانم بهتر از این نتوان نقش وحی را بیان کرد.

5- گفتاری در روش علوم اسلامی

اجازه دهید بحثی هم راجع به روش شناسی علوم اسلام داشته باشیم. منابع شناخت در اسلام محدود به شیوه ای خاص نیست. بالاترین منبع شناخت، وحی (به همان معنای اعمّ) است، و پس از آن عقل شهودی و سپس عقل استدلالی و در پایان هم تجربه. در سنّت اسلامی، به خلاف رویه مدرنیسم که دو منبع اول (که از قضا یقینی و با اهمیت ترند) را به کنار می نهد، تمامی این منابع شناخت به رسمیت شناخته می شوند. دکتر نصر در این باب چنین اظهار می دارد: «محققان و علمای اسلامی، "از مشاهده محسوسات و تجربه" و "استدلال و برهان" و بالاخره "تعقل و ذوق و شهود عرفانی" استفاده کرده و از هر طریقی به صورتی پیوستگی مراتب وجود را به یکدیگر نمایان ساخته اند...» (حسین نصر، 1359، ص 16). دکتر نصر در جای دیگری، "روش"های پذیرفته شده برای کسب معرفت را در اسلام به صورت زیر تصویر می کند (احمد آرام، 1366، ص 39):


راههای کسب علم در اسلام 1. حقیقت وحی شده (علوم نقلی)

عقل خدادادی (علوم عقلی) 2. علوم حضوری (عقل شهودی، حکمت عرفانی)

3و4. علوم حصولی (عقل استدلالی و تجربه)

ولی باز جای تأکید دارد که این منابع شناخت تا جایی مشروعیت دارند که تابع حکمت الهی باشند و ابزار و وسیله ای برای "وصول به توحید" قرار گیرند و نردبانی برای "صعود به عالم معقولات". تا جایی که دکتر نصر معتقد است ابزار عقل استدلالی نیز باید چنین باشد، و در صورتی که از ذات اصلی خود منحرف نشده باشد، خود بواقع (و فطرتاً) به سمت توحید رهنمون است و دقیقاً به همین علت، عقل استدلال سنّتی نسبت به عقل مدرن برتری دارد: «در اسلام برتری عقل، و استدلال (انعکاس ذهنی عقل) در این است که انسان را به وحدت رسانده و به پذیرفتن حقایق دینی هدایت می کند» (حسین نصر، 1359، ص 40). به همین دلیل وفاق کاملی میان عقل و دین (بر سر ایمان) ایجاد می شود. از این رو دکتر نصر معتقد است که اسلام توانسته است در قرون متمادی روح حقیقت طلب مسلمین را ارضا کند، بدون آنکه میان علوم عقلی از یک سو و دین و ایمان از دیگر سو هیچ شکافی ایجاد شود (به خلاف مسیحیت که خصوصاً در رنسانس از انجام این مهم باز ماند) (حسین نصر، 1359، ص 40).


6- پاسداری از سنّت اسلامی

بگذارید بعد از این همه صحبت از آن گذشته باشکوه، قدری هم از اکنون بگوییم و چاره ای برای آینده بیندیشیم. علومی که زمانی قله های دانش را فتح کرده بودند، اکنون رو به افول گذاشته اند؛ وظیفه مسلمین و علی الخصوص دانشمندان مسلمان برای احیای مجدّد آن علوم مقدّس در این جهان قداست زدایی شده، چیست؟ در این مورد نیز، اجازه دهید جوابی سنّت گرایانه را پی بگیریم.
همان گونه که در مباحث قبلی اشاره ای داشتیم، ایجاد بستر مناسب برای علم اسلامی ـ که خصوصاً از وحی اسلامی منبعث شده باشد ـ ضرورت تام دارد. آنچه بدیهی است، این است که علم اسلامی، در بستری مدرن که هیچ همخوانی و وفاقی با مبانی وحیانی ندارد، قادر به ادامه حیات نیست. بنابراین باید بستر سنّتی لازم برای حیاتش تداوم یابد و از آن پاسداری شود و یا در صورت افول، احیا شود و در غیر این صورت، آرزوی داشتن علم اسلامی خیالی بیش نیست. دکتر نصر بر این مهم تأکید خاصی دارد و اظهار می کند که علوم مقدّس همگی در دل سنّت هایی که در آن پرورده شده بودند "معنا و کاربرد" می یافتند. «اما در این جهان جدید، چون از تابش معنویت زنده ای که به تنهایی می تواند آنها را نمادهای شفافی از واقعیات برین بسازد، فاصله گرفته اند، دیگر آن کار از آنها بر نمی آید» (حسین نصر، 1378، ص 197).

همانگونه که دکتر نصر خاطرنشان کرده است، به خاطر زبان نمادگرایانه و رمزآلود علوم سنّتی، قطعاً همواره باید سنّت زنده بماند تا علوم در دل آنها معنا یابند، والاّ نامفهوم و ناکارآمد می گردند. مسأله جدی تر از آنچه که در بادی امر می نماید است؛ حتی ممکن است که به کارگیری این علوم در خارج از زمنیه سنّتی شان، سبب "انحراف" گردد، زیرا این علوم چونان "رموزی" جلوه گر می شوند که "رمزگشایشان" دیر زمانی است که مفقود گردیده است. در غبار نور سنّت، علوم سنّتی «ممکن است مایه کج روی و حجابی گردند که طالبی را از "آن امر ضروری" منحرف سازند، به جای آنکه علومی باشند که به جهانی که انسان را احاطه کرده است، معنای نهایی بخشد» (حسین نصر، 1378، صص 197-198).
ولیکن، دکتر نصر تأکید می کند برای آنان که سنّت هنوز در وجودشان پرتوافشانی می کند، این علوم هنوز کارگشایند: «فقط برای کسانی که جهان سنّتی در نظرشان واقعیتی زنده است، این علوم می تواند کلیدهایی حیاتی برای درک کیهان و مددکار سفرشان در این کیهان و به ماورای کیهان گردند» (حسین نصر، 1378، ص 198).

ارجاعی به گذشته برای یافتن مسیر و طریق آتی لازم می آید. در همان آغاز تمدّن اسلامی نیز، نهادینه شدن سنّت در جامعه و تشکیل جامعه سنّتی (اسلامی) زمینه ایجاد علوم اسلامی شد. دکتر نصر با اشاره به این مهم می گوید: «تنها پس از استقرار و استحکام بنیان "جامعه اسلامی" بود که بتدریج شجره وحی محمدی (ص) ثمر بخشید و علوم گوناگون تزویج یافت و علمای بنامی در هر رشته ظهور کردند که در قرن چهارم و پنجم، علوم اسلامی را به اوج خود رساندند» (حسین نصر، 1359، ص 27). چونان کار سترگی دیگر بار و به دیگر طریق لازم آمده است.


7- احیای علوم اسلامی

پس از بحث راجع به فراهم آوردن بستر لازم، بحث بسیار مهمّی در باب خود علوم اسلامی و احیای مجدد آن را مطرح می نماییم. دکتر نصر در مقاله ای موجز تحت عنوان «جهان بینی اسلامی و علم جدید» رویکردی ایجابی را مطرح کرده و پنج اقدامی را که در جهت احیای علوم اسلامی در زمان کنونی اهمیت حیاتی دارند بر می شمرد. در مقاله فوق الذکر قبل از اشاره به این اقدامات، وی به تفاوت و تعارض بنیادین میان علم اسلامی و علم غربی اشاره می کند، با این هدف که ما را بر حذر دارد از اینکه به استفاده از علم غربی دل خوش کنیم: «جذب کامل "علم غربی" فقط با جذب "جهان بینی" آن انجام می شود که در آن صورت پیامدهای آن برای "نگرش اسلامی" به واقعیت طبیعی و فوق طبیعی یقیناً "فاجعه آمیز" خواهد بود» (حسین نصر، 1377، ص 53).

اقدامات اساسی در جهت احیای علم اسلامی به ایجاز در ذیل خواهد آمد و خواننده را جهت تفصیل به اصل مقاله رجوع می دهیم:


7-1- اتکای بر دیدگاه اصیل اسلامی

از نظر دکتر نصر، اولین اقدام ضروری که باید در راه دستیابی به علوم اسلامی انجام داد، پایان دادن به "نگرش پرستش گرانه" به علم و فناوری مدرن و به کنار نهادن "عقده حقارت" موجود در بین آنهاست. "علم گرایی" و همین عقده حقارت سبب گشته اند که عرصه برای نقد صحیح علم غربی و مهم تر از این برای فعالیت علوم اسلامی تنگ گردد. راه گریز از این مخمصه، تأکید بر "دیدگاه اصیل اسلامی" (که بر جهان بینی مستقل اسلامی ابتنا دارد و ریشه های آن در وحی الهی نهفته است) است؛ «فقط با اتّکا بر "دیدگاه اصیل اسلامی" می توان بر "عقده حقارتی" این چنین رایج در بین به اصطلاح روشنفکران مسلمان امروزی فائق آمد و زمینه را برای فعالیت علمی خلاّقانه با توجه به جهان بینی اسلامی مهیا ساخت» (حسین نصر، 1377، صص 54 - 55).


7-2- تدوین جهان بینی اسلامی و فلسفه علم اسلامی

الف) تدوین جهان بینی اسلامی: «باید "منابع اسلامی سنّتی" از قرآن کریم و حدیث گرفته تا همه "آثار سنّتی" مربوط به علوم، فلسفه، الهیات، کیهان شناسی و تکایر اینها را عمیقاً بررسی کرد تا بتوان "جهان بینی اسلامی" و خصوصاً مفهوم اسلامی طبیعت و علوم طبیعی را تدوین کرد.» دکتر نصر تأکید می کند که چنین کاری باید در چارچوب "سنّت فکری اسلامی" و به دور از اندیشه ها و ایدئولوژی های مدرن و تأثرات اینها صورت بگیرد و نباید به هیچ وجه «تقلید دست دوم از دیدگاه غربی باشد». نکته بسیار مهم دیگر در "تدوین جهان بینی اسلامی"، بررسی عمیق و فهم "تاریخ علم اسلامی" ـ «که علوم اسلامی آینده باید خود را با آن پیوند دهند تا بتوانند به شاخه تازه درختی تبدیل شوند که در "وحی اسلامی" ریشه دارد» ـ است و این کار ضرورت تامّ دارد، ولیکن باید توجه شود که به دور از "استنباط های پوزیتیویستی مدرن" صورت گیرد (حسین نصر، 1377، صص 54-55).
ب) تدوین فلسفه علم اسلامی: «به همین ترتیب، باید فلسفه اسلامی مناسبی در مورد علم، تاریخ اسلامی علم و حتی تاریخ کلی علم به وجود آید که روش شناسی ها، تعاریف و اهداف خاص خود را دارد» (حسین نصر، 1377، ص 55).

7-3- شناخت عمیق علم غربی

دکتر نصر قائل به تفکیک میان "حقایق علمی" موجود در علم مدرن از "تفسیر فلسفی" آنهاست؛ "حقایق علمی" را می توان به خدمت علوم اسلامی آتی گرفت ولیک باید تفسیر فلسفی مضمر در آنها را وانهاد. نقد و وانهادن آن تفسیر فلسفی در گرو "شناخت عمیق علم غربی" و بعلاوه آشنایی عمیق با "جهان بینی اسلامی" است و به همین ترتیب جذب و استحادی "حقایق علمی" علم مدرن نیز از طریق همین دو، قابل انجام است. دکتر نصر چنین می گوید:«هرگز نمی توان بدون شناخت از هر یک از رشته های علمی، به فهم، نقد، تلفیق و یا ارتقای آن پرداخت.» و از این رو «پیشنهاد ما این بوده است که علم غربی را ["توسط دانشجویان مسلمان در رشته های علوم محض" از قبیل فیزیک و شیمی] به بهترین وجه فرا گیریم و در عین حال "شالوده های فلسفی و نظری" آن را مورد نقد قرار دهیم. سپس از رهگذر تسلط بر این علوم به "اسلامی کردن علم" بپردازیم که مبتنی بر برداشتن گام های آتی در "چارچوب جهان بینی اسلامی" و تمایز امور متکی بر "حقایق علمی" از چگونگی "تفسیر فلسفی" آنها خواهد بود.» و بدین طریق، دانشمندان مسلمانی که از این دو شناخت (شناخت عمیق علم غربی و شناخت کامل جهان بینی اسلامی) بهره مندند، می توانند علم غربی را در جهت علم اسلامی هدایت کنند (چنانکه غربیان در رنسانس عکس آن را انجام دادند) (حسین نصر، 1377، صص 55 - 56).
مسلمانان تمدن اسلامی تجربه موفّقی در باب چنین تلفیقی داشته اند و همان گونه که قبلاً گفتیم قسم مهمی از این موفقیتشان (علاوه بر تسلطشان بر علوم یونانی و...) به خاطر ابتنای بر "وحی" و جهان بینی وحیانی بود.

7-4- احیای علوم سنّتی

چنین اقدامی نتایج مهم فراوانی در بر دارد. از جمله این نتایج مقابله با "ادعاهای انحصارطلبانه علم مدرن" است که حقیقت علمی را یکسره در ملکیت خویش قلمداد می کند. دیگر اینکه «موجب اعتماد بیشتر مسلمین به فرهنگ خود می شود»، علاوه بر "پیامدهای عظیم اجتماعی و اقتصادی" که در بر دارد. نتیجه مؤثر دیگر این اقدام، "احیای کارکرد این علوم" در جهان فکری اسلام است. دکتر نصر در این باره می گوید: «کمتر می توان در مورد اهمیت نقش احیای آن دسته از علوم اسلامی سنّتی مبالغه کرد که پیوند دهنده دانش پژوهان سنّتی با کارورزان علم جدید و نیز ابزار اصلی برای احیای کارکرد علم در جهان فکری اسلام است.» تأکید دکتر نصر خصوصاً بر علم های "پزشکی"، "کشاورزی" و "معماری" متمرکز است و اینکه چنین اقدامی باید در هر زمان و مکان ممکن صورت گیرد (حسین نصر، 1377، ص 57).


7-5- تلفیق مجدد علم با اخلاق

در این زمینه باید تأکید کرد که اخلاقی بودن خود دانشمندان مسلمان کافی نیست، بلکه "علم اسلامی" نیز باید از "حیث فلسفی و جهان بینی" با اخلاقیات عجین باشد. اهمیت این اقدام به قدری است که دکتر نصر آن را مهم ترین اقدام از پنج قدم مذکور برمی شمرد و می گوید: «مهم ترین اقدام برای "ایجاد علم اسلامی واقعی" تلفیق مجدّد علم با اخلاق نه از طریق شخص دانشمند بلکه به کمک "ساختارهای نظری و شالوده های فلسفی" علم است». و باید تأکید کرد که چنین تلفیقی در علم غربی وجود ندارد زیرا خود اخلاقیات مسیحی رایج متکی بر جهان بینی علم مدرن است. وظیفه چنین تلفیقی به صورت مشترک بر عهده چند گروه از علما و دانشمندان اسلامی است: «البته این وظیفه به عهده اخلاق شناسان، فیلسوفان و الهیون مسلمان است [که باید شناختی از کیهان به دست دهند که با هنجارهای اخلاقی سازگار باشد]، اما خود دانشمندان [مسلمان] هم باید در آن سهیم باشند. در واقع، نمی توان یک علم اصیل اسلامی به وجود آورد که از حیث فلسفه و جهان بینی با اخلاقیات اسلامی عجین نباشد» (حسین نصر، 1377، ص 58).

دکتر نصر خاطرنشان می سازد که شکل گیری "علم اصیل اسلامی" بر اساس "علم اسلامی سنّتی"، ضرورتی تامّ برای تحقّق تمدّن اسلامی است و تنها راه جلوگیری از انحطاط کنونی بشر مدرن است (حسین نصر، 1377، ص 58).

8- مسؤولیت دانشمندان مسلمان

دانشمندان مسلمانی که مستقیماً در حوزه علوم اسلامی و با دغدغه ایجاد علم اصیل اسلامی فعالیت می کنند، می توانند در یک یا چند مورد از اقدامات اساسی فوق شرکت جویند. ولی برای بقیه (دانشمندان مسلمانی که در حوزه فوق ـ به هر دلیلی ـ وارد نشده اند) نیز دکتر نصر پیشنهاداتی دارد (حسین نصر، 1377، ص 59):

8-1- خاطرنشان ساختن محدودیت های علوم مدرن

از جمله محدودیت های نظری علوم مدرن، جدایی آن از اخلاقیات، خطرات علم گرایی و ...، همچنین نشان دادن تأکید همه جانبه مسلمانان بر اخلاقیات است.

8-2- بحران زا بودن علم مدرن

این دسته از دانشمندان می توانند بر این مهم تأکید ورزند که کارکردهای علم مدرن در رابطه با انسان و طبیعت بحران زا و اختلال آفرین بوده است (ایجاد بحران محیط زیست و بحران اخلاق).

8-3- بسط نگرش اسلامی

این دانشمندان مسلمان «می توانند بر اهمیت همه پدیده ها به عنوان "آیه های الهی" در ورای واقعیت مادّی آنها» که مطابق با نگرش اسلامی به این پدیده ها است، تأکید ورزند. بدین ترتیب تمامی دانشمندان مسلمان در احیای علوم اسلامی سهمی ایفا کرده اند.


نتیجه گیری
سعی ما بر آن بود تا در این مقاله از رهگذر نقد علم مدرن، راهی برای توجه مجدد به علوم سنّتی، و به طور اخصّ علوم اسلامی، بگشاییم؛ علومی که به رغم ضرورت تامشان و نیاز بشر امروزی بدان، بدلیل سیطره "علم گرایی" و از خودباختگی مورد غفلت واقع شده است.

احیای علوم اسلامی جز از طریق تمسّک به سنّت اصیل اسلامی ـ جهان بینی وحیانی (توحیدی ـ سلسله مراتبی)، علوم سنّتی اسلامی و اخلاق اسلامی ـ و همچنین شناخت عمیق علوم غربی و نقد آن حاصل نمی آید.

 


 

 پی نوشت ها:

- نظر به اهميت فراوان اين اصل و خصوصاً تأثير آن در شکل دهی نگرش مدرن، دکتر نصر در همين کتاب در فصلی مجزا،‌ به طور مشروح آن را مورد نقّادی قرار داده است (نک به: نياز به علم مقدّس، فصل دهم: «نقدی سنّتی بر مفهوم پيشرفت انسان از رهگذر تطوّر مادّی»).
- Symbolism
- مراد از وحی در اينجا، معنای عام آن است؛ و علی ‌الخصوص شامل قرآن و همچنين احاديث (خصوصاً احاديث قدسی و بعلاوه ساير احاديث ائمه که همگی طبق اعتقاد شيعه، به طور غير مستقيم مبدأی الهي دارند) می ‌باشد.
- در جای ديگری نيز دکتر نصر بر همين موضوع تأکيد می‌ کند: «قرآن و حديث روی هم رفته سرچشمه همه امور اسلامی در همه زمينه ‌هاست و بالاخص در علوم اسلامی.»
- Intellect
- Reason
- انتقادهای دکتر نصر و ديگر سنّت‌گرايان از علم مدرن بسيار بيش از اينهاست و جنبه‌های بسياري را در بر مي‌گيرد و در باب آن کتابها و مقالات متعدد نوشته‌اند؛ وليک در اينجا بدليل جلوگيری از اطاله کلام از آن چشم پوشی می‌کنيم و خواننده را بدانها رجوع می ‌دهيم (از جمله نک به: رنه‌گنون، سيطره کميت و علائم آخر زمان و همچنين مقالات: اسلام و علم مدرن، دکتر نصر، رسالت 23/3/81؛ تأملاتی درباره اسلام و انديشه مدرن، همو، پژوهشنامه ‌متين شماره دوم و...).
- Scientism
- تأکيدات از مؤلف مقاله است.
- تأکيدات از مؤلف مقاله است.
- تأکيدات از مؤلف مقاله است.

منابع و مآخذ:

1. آرام، احمد (به اهتمام) (1366)، علم در اسلام [حسين نصر]، تهران: انتشارات سروش.
2. گنون، رنه (1365)، سيطره کميت و علائم آخر زمان،‌ علي‌محمد کاردان (مترجم)، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.
3. نصر، حسين (1350)، علم و تمدن در اسلام، احمد آرام (مترجم)، تهران: نشر انديشه.
4. نصر، حسين (1359)،‌ نظر متفکران اسلامی درباره طبيعت،‌ تهران:‌ انتشارات خوارزمی، چاپ سوم.
5. نصر، حسين (1377)، جهان‌بينی اسلامی و علم جديد، ضياء تاج الدين؛ (مجله) نامه فرهنگ، شماره 30، دوره هشتم.
6. نصر، حسين (1378)، نياز به علم مقدّس، حسن ميانداری (مترجم)، ويراستاری احمد جليلی، قم: مؤسسه فرهنگی طه.

 

ارتباط احادیث دینی با ضرورت داشتن علم و دانش

 اطلبوا العلم من المهد الی اللهد

ز گهواره تا گور دانش بجوی

 توجه و اهتمام ویژه اسلام به تفکر و علم برما پوشیده نیست لیکن مغرضانی در قرون گذشته و اکنون در پی آن هستند که از اسلام چهره ای خشن ، عقب مانده و به دور از تعقل و تفکر نشان دهند و یا آنرا متعلق به 1400 سال پیش معرفی کنند .

در این مقاله قصد داریم به گوشه هایی از رویکرد علمی پیشوایان دینی و آیاتی که دعوت به تعقل می کنند بپردازیم .

ابتدا لازم می دانم عرض کنم در فقه شیعی عقل در کنار قرآن ، سنت و اجماع به عنوان یکی از ادله چهارگانه به شمار می آید .

عقل را پیامبر باطنی نامیده اند که هدایت تکوینی انسان را برعهده دارد . علاوه بر این تدبر در آیات الهی و اندیشه کردن از مواردی است که تاکید فراوانی در قرآن بدان می شود . در جای جای قرآن عباراتی مانند : " أَفَلَا تَعْقِلُونَ " ، " إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ " ، " لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون " ، " لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ " ، " لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ " ، " لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ " ، " أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ " وجود دارد که دعوت به اندیشیدن و یا پرسش از چرایی عدم تعقل می کند .

در سوره ص آيه 29 خداوند متعال قرآن را کتابی برای تفکر و تدبر و تذکری برای خردمندان معرفی می کند .

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

 اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كرده‏ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند

 خود این مطلب که معجزه پیامبر اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) کتاب است ، نشان دهنده این مطلب می باشد که این دین برای انسانها حرمت عقلانی قائل شده و آنان را صاحب فکر دانسته و بنابراین بجای  خرق عادتهایی که معجزه پیامبران پیشین بوده و بیشتر حواس ظاهری و یا احساس را تحت تاثیر قرار می دادند ، اسلام با منطق اصیل خود باب گفتگوی علمی را با بشر باز کرده است .

اما به نظر میرسد یک از دلایلی که در حال حاضر شبهه دوری اسلام از علم و دانش را ایجاد می کند وضعیت  علمی و تکنولوژیکی مسلمانان نسبت به دنیای غرب در قرون معاصر است.

با مطالعه در منابع تاریخی مشخص میشود در قرون وسطی که اروپائیان دانشمندان را در آتش میسوزاندن و جلوی هرگونه تفکر علمی را که با افکار کلیسا در تضاد بود به شدت می گرفتند ، دنیای اسلام برای دانشمندان و علما ارزش بسیاری قائل بود و آنان دربین عموم جایگاه ویژه  داشتند و در دربار خلفا و پادشاهان ممالک اسلامی مورد تقدیر قرار می گرفتند  هرچند که در دوره های مختلف شدت و ضعفهایی وجود داشت .

احادیثی که از نبی مکرم اسلام به دست ما رسیده نشان دهنده تاکید ایشان به امر علم آموزی است .

 33119-  مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْفَتَّالُ فِي رَوْضَةِ الْوَاعِظِينَ قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ

دانش را بجویید حتی در چین ، همانا که دانش بر هرمسلمانی واجب است .

 

 33121-  قَالَ وَ قَالَ النَّبِيُّ ص مَنْ تَعَلَّمَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ (عَمَّنْ يَثِقُ بِهِ) كَانَ أَفْضَلَ مِنْ أَنْ يُصَلِّيَ أَلْفَ رَكْعَةٍ

 هرکس دری از علم بیاموزد (که بدان توثیق می شود) فضیلتش بیشتر از هزار رکعت نماز است .

  وسائل ‏الشيعة ج : 27 ص : 27

اگر به دوران صادقین علیهما السلام نگاهی بیندازیم ملاحظه می کنیم در محضر این دو بزرگوار که فرصتی برای تعلیم پیدا کرده بودند علوم مختلفی از جمله ریاضیات وهیئت و جغرافیا و طب و شیمی و هندسه و فیزیک  تدریس میشده است .

محضر درس امام محمدباقر علیه السلام مسجد النبی بود و این نشان دهنده جایگاه علمی مسجد در نزد پیشوایان دینی است و اینکه مسلمانان علم را همچون عبادت ارزش می نهادند که در یک مکان به هردو می پرداختند .

مسلمانان تا چند سده بعداز ظهور اسلام پرچمدار علم و دانش در دنیا بودند و با بسط علومی چون نحو و ادب که در سرزمین حجاز وجود داشت با ترجمه آثاری از یونان ، دیگر علوم را نیز کسب کرده و در پردازش و گسترش آن نقش بسزایی را ایفا نمودند و در منطق و فلسفه با ایجاد تغییرات و پیرایشهای لازم صورت اسلامی از آنها را بدست آورند .

دانش پزشکی و شیمی نیز در بین دانشمندان اسلامی جایگاه ویژه ای داشت و آنان توانستند پیشرفتهای عظیمی را کسب کنند . دانشمندانی چون جابربن حیان ، زکریای رازی ، ابوعلی سینا ، خواجه نصیرالدین طوسی ، فارابی ، خوارزمی و بسیاری دیگر ، پایه گذاران علومی هستند که امروز غرب با استفاده از آنها توانسته به پیشرفت علمی و تکنولوژیکی برسد .

یکی از نکات جالبی که در مطالعه کتاب مغز متفکر جهان شیعه که توسط دانشمندان غربی و مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ تهیه و تنظیم شده خواندم بحث گردش زمین به دور خورشید بود که همه آن را به گالیله نسبت می دهند در صورتی که طبق نتیجه تحقیقی که در این کتاب آورده شده برای اولین بار امام جعفر صادق علیه السلام در دوران کودکی و در محضر درس پدر بزرگوارشان این مساله را مطرح می کند و علاوه بر آن از گردش زمین به دور خود صحبت می کنند چیزی که به ذهن گالیله نرسیده بود  .

و در انتها حدیثی از امام صادق علیه السلام در باب فضیلت علم و صفات عالم ذکر می کنم .

1-  مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ تَزَيَّنُوا مَعَهُ بِالْحِلْمِ وَ الْوَقَارِ وَ تَوَاضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ الْعِلْمَ وَ تَوَاضَعُوا لِمَنْ طَلَبْتُمْ مِنْهُ الْعِلْمَ وَ لَا تَكُونُوا عُلَمَاءَ جَبَّارِينَ فَيَذْهَبَ بَاطِلُكُمْ بِحَقِّكُمْ  

امام صادق علیه السلام فرمودند : دانش بجویید و با آن خود را بیارایید به خویشتن داری و سنگینی (حلم و وقار) و نسبت به دانش آموزان خود تواضع کنید و به استاد خود فروتن باشید و از دانشمندان متکبر نباشید که رفتار باطلتان حق شما را ضایع کند . 

الكافي ج : 1 ص : 36

 اما بر سر این تمدن علمی چه آمد و چرا نتوانستیم به سفارش پیامبر اعظم و ائمه معصومین علیهم السلام عمل کنیم خود بحث دیگری است که در شماره های آینده بدان خواهیم پرداخت .

منابع :

1- قرآن مجید

2- نرم افزار نور

3- مغز متفکر جهان شیعه ، مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ ، ترجمه ذبیح الله منصوری ، انتشارات جاویدان ، 1361

4- اصول کافی ، ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی

 

تهیه و تنظیم:یلدا مظفری

نرم افزار FXchem  نرم افزاري مفيد براي تايپ مطالب مرتبط با شيمي و طرح سوال

 

نرم افزار FxChem نرم افزاری است بسیار مفید که می تواند بخش اعظمی از مشکلات شما را در تایپ معادلات شیمیایی در Word حل کند:

 

FXChem

 

:: روش نصب ::

با اجرای فایل fxc200.exe نرم افزار را با توجه به نکات زیر نصب کنید:

1- در مراحل نصب قسمت های Registration Name و Unlock Code را خالی بگذارید و روی Next کلیک کنید.

FXChem 

2- در یکی از مراحل نصب باید نسخه ای از Word را که روی سیستم شما نصب است، انتخاب کنید تا این نرم افزار روی Word فعال شود.

FXChem 

3- برای کرک کردن نرم افزار، فایل fx.chem.2.104.0_Crk.exe را از پوشه Crack کپی کرده و در محل نصب نرم افزار یعنی مسیر زیر Paste کنید:

C:\Program Files\Efofex\FXC 

 آن گاه این فایل را اجرا کرده و روی دکمه Crack کلیک کنید.

  

:: روش استفاده در Word ::

در Word 2003 پس از نصب نرم افزار یک نوار ابزار جدید به Word اضافه می شود که شامل دو آیکون می باشد. در Word 2007 نیز این آیکون ها به ریبون Add-Ins اضافه می شود.

با کلیک روی آیکونی که در شکل زیر نشان داده شده است، نرم افزار FxChem در محیط Word فعال شده و آماده استفاده می شود. (می توانید از میان بر Ctrl+Shift+C هم استفاده کنید.)

FXChem 

  

مانند شکل زیر فرمول را در کادر مربوط به نرم افزار FxChem تایپ کنید تا خود نرم افزار آن را قالب بندی کرده و در محیط Word قرار دهد.

FXChem 

برای خارج شدن از محیط FxChem ، در محیط Word روی قسمتی خارج از فرمول تایپ شده کلیک کنید.
برای تغییر فرمولی که قبلا تایپ شده روی آن دابل کلیک کنید و تغییرات لازم را انجام دهید.

 

  

       Size: 1.33 MB

 

در صورت درخواست شما، می توانیم این نرم افزار را همراه سایر نرم افزارهای معرفی شده در سایت را برای شما ارسال کنیم: کلیک کنید.

 برگرفته از سايت گروه شيمي يزد :   http://www.chemyazd.com